آشنایی کامل با پرسونا، انواع آن و دلایل اهمیت روزافزون آن

آشنایی کامل با پرسونا، انواع آن و دلایل اهمیت روزافزون آن


دسته موضوعی : بازاریابی و فروش

فهرست

 

پرسونا چیست؟

پرسونا چه تأثیری در فرآیند طراحی دارد؟

آیا پرسونا به تنهایی قابل استفاده است؟

تاریخچه پدید آمدن مفهوم پرسونا

19 مزیت بزرگ استفاده از پرسونا

آشنایی با پرسوناهای مختلف

10 قدم برای طراحی پرسوناها و سناریوهای جذاب

اطلاعات مختلفی که در ایجاد یک پرسونا باید به آن اشاره کنید

چه عواملی باعث می‌شود تا یک پرسونا به اندازه کافی تأثیرگذار نباشد یا شکست بخورد؟

چرا باید در شبکه‌های اجتماعی از پرسونا استفاده کنیم؟

چگونه باید پرسونای شبکه‌های اجتماعی خود را مشخص کنیم؟

نتیجه گیری

 

آخرین باری که به صورت عمیق به شخصیت و نیازهای مشتریان خود فکر کردید کی بود؟ آیا آن را به یاد می‌آورید؟ در چه حد به آن‌ها توجه کردید؟ چه تعداد از آن‌ها را مد نظر قرار دادید؟ آیا برداشت‌های خود را به اعضای دیگر تیم خود منتقل کردید؟ آیا آن‌ها درست متوجه شدند؟ آیا این مفاهیم در تصمیم کیری‌های شما تأثیر مثبتی داشته است؟ دادن پاسخ درست به این سؤال‌ها، به شما کمک می‌کند تا نتایج بهتری از کارهای خود بگیرید یا حتی شاید بهترین نتیجه ممکن را. در دنیای دیجیتال فقط یک روش وجود دارد که به شما کمک می‌کند به همه سؤال‌های بالا به واضح‌ترین شکل ممکن جواب دهید و آن چیزی نیست، به جز متد پرسونا. پرسونا راهیست که در کنار اینکه کار شما را جذاب‌تر و سرگرم کننده‌تر می‌کند، باعث بهینه‌تر شدن کار شما می‌شود. مشتری‌ها پای اصلی بیزینس شما هستند، پس باید بیشتر به آن‌ها اهمیت دهید و آن‌ها را بیشتر بشناسید. ما اینجا هستیم تا به شما از صفر تا صد پرسونا را یاد بدهیم. اینکه چکونه یک پرسونا بسازید، چگونه از آن استفاده کنید یا چگونه کارآمدی آن را بسنجید.

 

 

آشنایی کامل با پرسونا

 

پرسونا چیست؟

 

پرسونا (persona)، در واقع کاراکترهای خیالی هستند که شما آن را بر اساس تحقیقاتی که رو مخاطبانتان انجام دادید، می‌سازید. پرسوناها، چند شخص واقعی را توصیف نمی‌کند؛ اما بر اساس تحقیقات انجام شده روی انسان‌های واقعی به وجود می‌آید. برای نشان دادن گروه‌های مختلفی از کاربران که از خدمات، محصولات، سایت و هر آنچه که مربوط به شماست، می‌توانید از پرسونا استفاده کنند. ساختن یا بهتر بگوبم، تدوین پرسونا به شما کمک می‌کند تا احتیاج کاربران، تجاربشان، رفتارشان و هدف‌هایشان را بهتربفهمید و با استفاده از آن، تصمیمات بهتری در راستای افزایش بهره‌وری خود بگیرید. مثلاً گاهی ممکن است یک برند، طراحی، خدمات و تصمیم‌های خود را بر اساس ترجیحات تیم بر قرار کند، اما تجربیات نشان داده که این کار واقعاً جوابگو نیست و باید اطلاعات را با توجه و محور قرار دادن مخاطبان جمع بندی و الگو بندی کرد. این الگوها، تشکیل پرسوناهای مختلف را می‌دهد. پرسوناها، گاهی با عنوان پرسوناهای مدل یا پرسوناهای ترکیبی هم شناخته می‌شود.

 

پرسونا چه تأثیری در فرآیند طراحی دارد؟

 

در فرایند طراحی، طراحان معمولاً در مرحله بعد از تصمیم گیری و مشخص شدن زمینه فعالیت، شروع به تدوین پرسونا می‌کنند. پس از شکل‌گیری فکر اولیه و تصمیم‌گیری برای انجام آن، استفاده از پرسونا، می‌تواند به طراحان کمک کند تا به مرحله سوم یعنی ایده پردازی بروند. در واقع از پرسوناها به عنوان راهنما برای جلسات ایده پردازی استفاده می‌شود. طراحان وبسایت، استراتژی‌ها و ترفندهای زیادی برای افزایش و بهبود کار خود دارند اما از نظر بسیاری از آن‌ها، هیچ یک از راهکارهایشان، بهتر از استفاده درست از پرسونا جوابگو نیست. در برابر این گروه از افراد، افرادی هم وجود دارند که هنوز بر قدرت این روش آگاه نبوده، با آن مخالفند و آن را نوعی وقت تلف کردن می‌دانند؛ اما من به شما قول می‌دهم با کمی اهمیت دادن به این موضوع و دیدن نتایج حاصل از آن، به قدرت پرسونا ایمان خواهید آورد.

 

 

آیا پرسونا به تنهایی قابل استفاده است؟

 

خیر. پرسونا، مانند دیگر روش‌های بازاریابی و مارکتینگ، به خودی خود، کمکی به شما نمی‌کند؛ بلکه باید روش استفاده درست از آن را هم بلد باشید. پرسونا فقط یک سند تک برگ نیست که آن را داشته باشید و در گوشه‌ای نگه دارید. این سند تک برگ معمولاً نشان دهنده راهی برای برقراری ارتباط بهتر با مشتریان و کوتاه کردن روندها و ترفندهاست. در واقع، درکی که به وسیله پرسونا از کاربران خود به دست می‌آورید، مهم است نه خود برگه‌ای که حاوی اطلاعات پرسونا است. استفاده از پرسونا، یک بخش اساسی در روند رسیدن به هدف است. به عبارتی دیگر، با وجود اهمیت بسیار زیاد پرسونا، این ترفند، نمی‌تواند به صورت جداگانه مورد استفاده قرار بگیرد بلکه به همراه سایر بخش‌های فرایند، مفهوم‌ها و دیگر جنبه‌ها باید اجرا شود. برای بیشتر متوجه شدن منظور من، به تصویر زیر توجه کنید.

 

روند استفاده درست از یک پرسونا

 

این تصویر، به خوبی پیش زمینه‌های لازم برای استفاده کردن از پرسونا و نحوه استفاده از آن را نشان می‌دهد. برای اینکه از پرسونا بتوانید نتیجه لازم را بگیرید، علاوه بر خود پرسونا، باید به مباحث دیگری از جمله سناریو و هدف در این معقوله آشنا باشید.

پرسوا: در تمام این مقاله درباره پرسونا توضیح داده شده است؛ اما اگر بخواهم در یک خط و برای هماهنگی با این بخش، آن را تعریف کنم، باید بگویم پرسونا، شخصیتی است که به شکل داستانی تعربف می‎شود. این شخصیت، رفتار، انگیزه، احساسات، اهداف و نقاط ضعف مخصوص به خودش را دارد. خصلت این شخصیت، شباهت بسیار زیادی به جمعیت زیادی از کاربران شما دارد.

سناریو: سناریو مشخص می‌کند که چه زمانی، کجا و چطوری، یک داستان خاص برای پرسونا اتفاق می‌افتد. این داستان، ممکن است از جنبه‌های گسترده زندگی پرسونا باشد؛ اما بیشتر مربوط به آن بخشی است که به ما کمک می‌کند، محصول بهتری را طراحی کرده یا به شیوه بهتری آن را تبلیغ کنیم. این سناریو، مشخص می‌کند که پرسونا، چه رفتاری در برابر اتفاقات نشان می‌دهد یا چگونه و با چه هدفی از محصول یا خدمات ما استفاده می‌کند.

هدف: هدف به ما نشان می‌دهد که پرسونای مورد نظر، به چه چیزی نیاز دارد یا چه چیزی می‌خواهد. هدف انگیزه پرسونا از انجام دادن یک کار را نشان می‌دهد. زمانی که آن هدف به واقعیت بپیوندد، سناریو پایان می‌یاید.

پس باید ایتدا با استفاده از اطلاعات به دست آمده، پرسونای درست و واضحی ایجاد کنید، هدفش را مشخص کنید و سناریوی مناسب برای آن بچینید.

پرسونا یک هدف نیست بلکه راهی برای مدل سازی، جمع بندی و تحقیقات درباره افرادیست که مورد هدف قرار گرفته‌اند.

 

تاریخچه پدید آمدن مفهوم پرسونا

 

پرسونا، اولین بار در اوایل دهه 80 توسط آلن کوپر، به عنوانی راهی برای آنالیز کردن عمیق ذهنیت افرادی که از نرم‌افزار او استفاده می‌کردند، مورد استفاده قرار گرفت. در آن زمان، آلن کوپر، با برخی از مخاطبان خود محاسبه کرد و سعی کرد تا شناخت خوبی از آن‌ها به دست بیاورد. این روش تحقیق به کوپر اجازه می‌داد تا در پروژه‌های خود، دید کاربران را محور اصلی قرار دهد و باعث می‌شد تا بتواند ایده‌ها و مسائل را از دید آن‌ها ارزیابی کند. همینطورکه کوپر در حال حرکت در این زمینه بود، متوجهشد که باید به مخاطبان خود کمک کند تا بتواند به مسائل از دید خودش (کوپر) نگاه کند. این نیاز به آگاهی و ترغیب مشتریان به سمت هدف، او را مجبور کرد تا یک مبحث قابل ارائه معرفی کند که اسم آن را پرسونا گذاشت. او در این قالب می‌توانست یک دانش کاربر محور را به افرادی آموزش دهد که خودشان اطلاعی درباره آن نداشتند.

روشی که کوپر در آن زمان برای ساختن پرسوناها استفاده می‌کرد، طی زمان‌های اخیر تغییرکرد و به روش‌های امروزی رسید. در کنار تفاوت زیادی که روش‌های ساخت پرسونا داشته است، جالب است بدانید که هدف همان هدف اولیه است و بدون تغییر مانده:

«درک عمیق کاربران برای خلق نتایج بهتر»

گسترشو پیشرفت متد پرسونا، ناشی از توسعه علم IT در سال 1990 است. در این زمان، محققان تحقیقات بسیاری انجام دادند تا بفهمند چگونه می‌توانند درک درستی از کاربران پیدا کنند. از آن پس مفاهیم زیادی از جمله کهن الگوهای کاربران، الگوهای مختلف کاربران، تصویرهای لحظه‌ای از نحوه زندگی افراد و غیره پدید آمد. در سال 1999، آلن کوپر، یک کتاب به نام The Inmates are Running the Asylum را منتشر کرد و در آن به عنوان اولین نفر، به صورت رسمی، پرسونا را به عنوان یک متد برای بهبود بازاریابی تعریف کرد؛ متدی که می‌توان از آن برای توصیف کاربران استفاده کنیم. جالب است بداننید تا این لحظه که من در حال نوشتن این جمله هستم، تعداد زیادی مقاله و کتاب درباره پرسوناها نوشته شده است. با این حال، هنوز هم یک روش خاص برای استفاده از پرسونا یا تعریف خاصی که باید برای تعریف پرسونا داشته باشیم وجود ندارد. این نشان می‌دهد که گرچه می‌توانید با خواندن تعریفات مختلف، دید خوبی از این موضوع به دست بیاورید؛ اما این درنهایت این شما هستید که باید روش منحصر به فرد خود را کشف کنید.

 

19 مزیت بزرگ استفاده از پرسونا

 

حال ممکن است بپرسید چرا باید از پرسونا استفاده کنیم؟ با استفاده از پرسونا چه چیزهایی را به دست می‌آوریم؟ چرا معمولاً توصیه می‌شود پرسوناهای مختلف را بشناسیم؟ پس در ادامه همراه من باشید.

  1. این کاراکتر‌ها فقط مخصوص یک مرحله یا یک بخش نیستند، بلکه در تمام مراحل بازاریابی یا بخش‌های طراحی، بسته بندی، نحوه توزیع و غیره تأثیر گذار خواهند بود.
  2. پرسونا به طراح و دیگر افراد تیم کمک می‌کند تا به جای فکر کردن به هزاران نفر، تمرکز خود را روی یک شخص بگذارد. به طور کلی، پرسوناها، تمرکز شما را در فرایندهای تولید یا فروش بسیار افزایش می‌دهد.

 

نمونه‌ای از یک پرسونا

 

  1.  با تعریف کردن پرسوناهای مختلف به خوبی خواهید فهمید که نمی‌توانید محصولات خود رامتناسب با همه مردم طراحی کنید یا حدأقل این کار را به یکباره نمی‌توانید انجام دهید. اگر سعی کنید همه پرسوناها را با هم داشته باشید، در واقع دارید به هیچ کدام از آن‌ها اهمیت لازم را نمی‌دهید
  2. برای پروژه‌هایی که بیش از یک پرسونا دارند، داشتن لیستی از شخصیت‌ها به شما کمک می‌کند تا بین آن‌ها اولویت‌بندی کنید و بیشتر روی آن گروهی سرمایه گذاری کنید که بیشتر از شما خرید می‌کنند.
  3. با تدوین چند پرسونا، با قاطعیت بیشتری می‌توانید مخاطبان خود را به گروه‌های مختلفی تقسیم کنید و برای هر گروه، تصمیمات متفاوتی بگیرید. می‌توانیم به طور واضح ببینیم، محصولات ما برای چه کسانی ساخته می‌شود؛ به این فکر کنیم که روی چه گروه از مخاطبان باید تمرکز کنیم و روی کدام گروه نباید سرمایه گذاری زیادی انجام دهیم.
  4. پرسوناها به شما کمک می‌کند تا کاربرانتان بسیار بیشتر و عمیق‌تر بشناسید و انگیزه‌ها، نیازها، نقاط ضعف، شرایط زندگی، محدوده سنی و غیره را درک کنید. این اطلاعات به فروش بیشتر شما کمک خواهد کرد.
  5. دانستن پرسونا، گذشته از رشد کسب و کار شما، خودتان را به یک انسان حرفه‌ای تبدیل خواهد کرد. به عنوان مثال اگر یک طراح باشید، پرسونا بیشتر از اینکه باعث شود تا یک طراحی حرفه‌ای انجام دهید، شما را به یک طراح حرفه‌ای تبدیل می‌کند.
  6. وقتی که پرسوناهای مختلفی را شناسایی و ایجاد کرده باشید، گاهی می‌توانید متناسب با نیاز، شرایط و استراتژیتان، چند پرسونا را با یکدیگر ترکیب کنید.
  7. پرسوناها به شما کمک می‌کنند تا از خودتان خارج شوید و خود را از دیدگاه مخاطبان ببینید؛ بخش‌های مختلف بیزینس خود را (مانند سایت) بهتر ارزیابی کنید و اشکالات آن را برطرف کنید.
  8. پرسونا، فرایندهای ایده پردازی شما را سازماندهی می‌کنند و به شما در راستای رسیدن به ایجاد یک تجربه کاربری عالی یا همان user experience یاری می‌رساند.
  9. داشتن درک درست از پرسوناها به شما کمک می‌کند تا لحن، موضوعات و تصویرهای مناسب‌تری را انتخاب کنید. در واقع، شا به کمک پرسونا در حال ساخت لنزی هستند که بتوانید جهان را از دیدگاه مخاطبان خود ببیند. با استفاده این عینک می‌توانید دیدگاه‌های موجود در ذهن کاربر را درک کنید. بعد از ساخت این عینک، کارها را بر اساس اهداف، نیازها وخواسته‌های کاربران انجام می‌دهید و همدلی بیشتری با آن‌ها ایجاد خواهید کرد.
  10. پرسوناها به شما کمک می‌کنند تا در سطح احساسی با مخاطبان خود ارتباط برقرار کنید.
  11. پرسوناها به شما کمک می‌کنند در زمان مناسب، اقدامات مناسبی انجام دهید. حتی شما این امکان را خواهید داشت که برای اقدامات خود زمان مناسبی را انتخاب کنید.
  12. می‎‌توانید متناسب با هر پرسونا، سؤالات اساسی و درستی را از خود بپرسید و با در نظر گرفتن پرسوناها به آن پاسخ دهید. به عنوان مثال، تجارب و ویژگی‌های شخصیتی رضا (اسم پرسونا) چه ارتباطی با ویژگی X دارد و چه تأثیری روی تفکرات و تصمیمات درباره محصول ما می‌گذارد؟
  13. به کمک پرسونا می‌توانید علایق مشتریان و موضوعات، سایت‌ها یا مکان‌هایی که بیشترین وقت خود را صرف آن می‌کنند را پیدا کنید و سپس به جای تبلیغات نامطلوب یا ناخواسته، در مکان‌ها یا موضوعات مورد علاقه‌شان، در برابر آن‌ها ظاهر شوید. به بیانی دیگر، دانستن پرسونا، می‌تواند تحول عظیمی در نتایج کمپین‌های شما ایجاد کند.

 

اشاره کردن به مشخصات و علایق مخاطبان در پرسونای مخصوص خودشان

 

  1. محتوا، پایه اصلی بازاریابی در هر بیزینسی به شمار می‌آید. پرسونا به شما نشان می‌دهد که چگونه محتوا تولید کنید تا برای مشتریانتان جذاب و جالب توجه باشد.
  2. پرسونا به شما کمک می‌کند تا در رقابت با رقبانتان پیش رو باشید. شک نکنید که گذاشتن وقت روی ساختن پرسوناها و ساختن محتوای متناسب با آن‌ها، به شما کمک می‌کند تا در رقابت با دیگران پیروز شوید. این یک واقعیت انکار ناپذیر است که وقتی روی مشتریان خود و نیازها و مشکلاتشان تمرکز می‌کنید، قبل از اینکه حتی حس کنند، به شما و خدماتتان نیاز دارند، آن‌ها را مجذوب خود کرده‌اید.
  3. پرسونا باعث می‌شود با دیگران ارتباط برقرار کنید و با آن‌ها گروه منسجم‌تری را تشکیل دهید. بیشتر اوقات در یک تیم ممکن است با تخصص، دانش، تجربه و دیدگاه‌های متفاوت کار کنید. با استفاده از پرسونا، بهعنوان یک سند قابل ارائه، می‌توانید دید مناسب و منسجمی به همه افراد از جمله افرادی که قادر به مصاحبه با کاربران و آشنایی با آن‌ها نیستند، برسانید. هنگامی که همه اعضای یک تیم، درک مشترک از مخاطب و خواسته‌های او دارند، درباره موضوعات مختلف راحت‌تر به توافق خواهید رسید و تصمیمات بهتری می‌گیرید.
  4.  پرسونا باعث گرفتن تصمیم درست‌تر و ایجاد مدرک معتبر برای دفاع از آنمی‌شود. همانطور که داشتن پرسونا به شما کمک می‌کند که بین پرسوناهای مختلف، کدام یک را در اولویت قرار دهید، در گرفتن تصمیم درست هم به شما کمک خواهد کرد. وقتی بتوانید دنیا را از دید کاربر خود نگاه کنید، جدا کردن موضوعات مهم و موضوعات معمولی به خوبی آشکار می‌شود. وقتی یکی از تصمیم‌های شما زیر سؤال می‌رود، با استفاده از داده‌های علمی و تحقیقات انجام شده روی پرسونای کاربران، به خوبی می‌توانید از آن دفاع کنید.

 

 

آشنایی با پرسوناهای مختلف

 

پرسوناها انواع و اقسام بسیار زیادی دارند که در ادامه با مهم‌ترین آن‌ها آشنا خواهیم شد.

در قدم اول می‌خواهم شما را با پرسوناهایی که از لحاظ شخصیت و وجودی با یکدیگر متفاوت هستند، آشنا کنم.

این پرسوناها، توسط Lene Nielsen در مقاله Foundation encyclopedia معرفی شد. این پرسوناها چهار نوع هستند و عبارتند از:

  1. پرسونا‌های هدفمند (Goal directed Persona)
  2. پرسونا‌های مبتنی بر نقش (Role based Persona)
  3. پرسوناهای مشارکتی (Engaging personas)
  4. شخصیت‌های افسانه‌ای (Fictional Personas)

پرسونای مورد نظر شما بنابر نیازهای پروژه‌تان هر یک از این شخصیت‌ها را می‌تواند داشته باشد. بیایید با هم نگاهی به این پرسوناها بیاندازیم.

منظور ازپرسونا‌های هدفمند Goal directed Persona) ) چیست؟

این مورد، روی این سؤال تمرکز دارد. کاربران با داشتن همچین پرسونایی دقیقاً با محصول من می‌خواهد چه کار کند. یکی از اهداف تدوین پرسونا، بررسی روند و گردش کاری است که کاربر با کمک محصول شما انجام می‌‌دهد تا به خواسه خود برسد. با دانستن هدف اصلی کاربران از استفاده از محصولات، شما می‌توانید نیاز آن‌ها را بفهمید و تعامل بهتری با آن‌ها برقرار کنید. برای ساختن همچین پرسونایی، از قبل باید تحقیقات خوبی درباره مخاطب خود انجام داده باشید. این پرسونا، همان پرسونایی است که توسط آلن کوپر به وجود آمد.

منظور از پرسونا‌های مبتنی بر نقشRole based Persona) )چیست؟

 

چشم انداز مبتنی بر نقش تقریباً همانند چشم انداز مبتنی بر هدف است؛ اما علاوه بر هدف، بر رفتار کاربر نیز توجه دارد. این پرسوناها تا حد زیادی، بر پایه نقش کاربران ساخته می‌شوند. این دیدگاه برای ساختن پرسونا، بیشتر به نقش کاربر در سازمان‌ها یا جامعه توجه می‌کند. محصول ما می‌تواند از طریق کاربر مورد نظر ما روی اطرافیانش تأثیر بگذارد، اما سوال اصلی اینجاست:

  • محصول ما در چه جایی استفاده خواهد شد؟
  • اطرافیان او چه کسانی هستند؟
  • این پرسونا (شخصیت خیالی)، بر اساس نقشی که دارد، چه استفاده‌ای از محصول ما می‌کند؟
  • این پرسونا به واسطه نقشش در جامعه، روی چه کسانی تأثیر می‌گذارد؟
  • از این پرسونا برای رسیدن به چه هداف تجاری‌ای استفاده می‌شود؟
  • چه وظایفی توسط این نقش انجام می‌شود؟

 بررسی نقش‌هایی که کاربران ما در زندگی معمولی ایفا می‌کنند، می‌تواند به تصمیم گیری بهتر در زمینه طراحی محصولات یا دیگر بخش‌ها کمک کند. به عنوان مثال فرض کنید شما در زمینه دوخت و دوز انواع کت و شلوار فعالیت می‌کنید. می‌توانید یک پرسونا به نام محمد خلق کنید که یک کارمند متوسط در یک شرکت مربوط به تبلیغات رسانه‌ای است. این فرد، هر روزه با همکارانش در بخش‌های مختلف برخورد دارد و از این طریق ممکن است نمایانگر برند، مدل، جنس، دوخت و ویژگی‌های دیگر لباس شما، برای اطرافیانش باشد. ایجاد یک پرسونا نیاز به توضیحات مفصلی دارد که در بخش‌های بعدی به طور مفصل درباره آن توضیح خواهیم داد. افراد بزرگی همچون  Jonathan Grudin, John Pruitt و Tamara Adlin از مدافعان این نوع از پرسوناها هستند.

منظور از پرسوناهای مشارکتی (Engaging personas) چیست؟

در ساخت این نوع پرسونا، از طریق درک شخصیت‌های مختلف و داستان‌هایشان، می‌توان توصیف واقع گرایانه‌ای برای پرسوناها پیدا کرد. در این دیدگاه، داستان‌هایی برای محصول و پرسونا طراحی می‌کنند که باعث مشارکت و بینش بیشتر طراحان درباره پرسونای مورد نظر می‌شود. این دیدگاه از پرسونا، به طراح کمک می‌کنند تا از دیدن کلیشه‌ای کاربر دست بردارند و به طراحانی تبدیل شوند که خود را درگیر زندگی پرسوناها کرده‌ و به میزان بیشتری با آن‌ها خو می‌گیرند. به بیانی دیگر، در این دیدگاه، طراحان زندگی پرسوناها «مشارکت» دارند.

پرسونا‌های مشارکتی، می‌توانند ترکیبی از پرسوناهای هدفمند و پرسوناهای نقش محور و برخی پرسوناهای دیگر باشد. این پرسوناها، طوری ساخته می‎شوند که طراحان ‌بتوانندبیشتر با آن‌ها درگیر شوند و بیشتر آن را درک کنند. این پرسوناها احساسات کاربران، ویژگی‌های روانی و ذهنی آن‌ها و گذشته و سوابق او را بررسی می‌کند. Lene Nielsen از طرفداران سر سخت این نوع پرسوناست. به تصویر زیر توجه کنید.

 

مثالی از پرسونای مشارکتی

 

پرسونای بالا درباره یک شخص خیالی به نام پیتر است. سند بالا می‌گوید پیتر در یک کمپانی متوسط، به عنوان مدیر محصولات مشغول به کار است او 35 سال دارد و مدرک رشته مارکتینگ را کسب کرده است. او تجربه کار به عنوان صاحب محصولات در یک تیم کوچک را نیز داشته که در آن محصولات نرم‌افزاری تولید می‌کردند. او علاوه بر تحصیلات دانشگاهی، در چندین دوره مدیریت نیز در بیرون از دانشگاه حضور داشت.

 او در مدیریت محصولات موفق عمل کرده ولی اکنون وارد یک چالش جدید شده و دوست دارد یک برند جدید خلق کند. او تصمیم دارد تا دانش خود را بیشتر کند اما برای این کار نیاز به مشاوره و آموزش دارد.

منظور از شخصیت‌های افسانه‌ای Fictional Personas) )چیست؟

این پرسوناها از تحقیقات بر روی کاربران به وجود نمی‌آیند و فقط ناشی از تجربه تیم هستند. یک تیم نیاز دارد تا بر اساس تجارب و تعاملات گذشته خود، یک سری فرضیه و مشخصات شکلی ظاهری از کاربران داشته باشد. این کاراکتر‌ها می‌توانند به شدت ناقص یا دور از واقعیت باشند. از این پرسونا می‌توانید برای طرح ریزی و پیش‌بینی نیاز اولیه کاربر استفاده کنید. استفاده کم از این پرسونا در طراحی‌ها بد نیست اما نوصیه می‌کنم از آن برای راهنمای توسعه محصولات یا خدمات خود استفاده نکنید.

دسته بندی lene در اینجا تمام شد. علاوه بر این دیدگاه، دسته‌بندی دیگری نیز وجود دارد که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد. این دسته بندی، بر اساس روشی است که به وسیله آن اطلاعات کاربران جمع آوری می‌شود. این دسته‌بندی عبارتست از:

  • پرسوناهای اولیه یا Proto personas
  • پرسوناهای کیفی یا Qualitative personas
  • پرسوناهای آماری یا Statisticalpersonad

در ادامه با هر یک از این دسته‌ها بیشتر آشنا خواهیم شد.

منظور از پرسوناهای اولیه یا Proto personas چیست؟

این روش‌روشی است که منجر به ساخت پرسوناهای افسانه‌ای (که کمی قبل توضیحات آن را دادیم) می‌شود و بر پایه فرضیات تیم از کاربران است. برای ساختن پرسونا از این طریق، تحقیقات جدیدی صورت نمی‌گیرد.

معمولاً این کاراکترها در یک ورکشاپ که شامل اعضای تیم یا سرمایه گذاران اصلی است به وجود می‌آیند. ورکشاپ‌هایی که برای تشکیل این پرسونا برگزار می‌شود، حدوداً 2 تا 4 ساعت زمان لازم دارد. نحوه برگزاری این جلسه به این صورت است که هر شخص، 2 تا 5 پرسونای اولیه را با نظر خودشان و با استفاده از یک الگوی ساده تشکیل می‌دهند و سپس آن‌ها را با تیم به اشتراک می‌گذارد. در ادامه کل تیم درباره تمام پرسوناها نظر می‌دهند، ویژگی‌های مختلف را با هم ترکیب می‌کنند، اصصلاحات لازم را انجام می‌دهند و در نهایت پرسوناهای مورد نظر خود را به وجود می‌آورند.

 

پرسوناهای اولیه

 

نقاط مثبت استفاده از پرسوناهای اولیه

  • این پرسوناها چون به یک پروژه تحقیقاتی احتیاج ندارند، می‌توان گفت برای وقت کمی از افراد تیم می‌گیرد.
  • با استفاده از این روش، به صورت واضح خواهید فهمید که تیم شما چه تصویری از مخاطبان دارد. اگر هر یک از افراد تیم، تصوری متفاوت از کاربران داشته باشد، ممکن است که در تصمیم گیری‌های نهایی به مشکل بر بخورید. به مشارکت گذاشتن دیدگاه‌ها به توازن تیم کمک بیشتری می‌کند.
  • این روش به شما کمک می‌کند که پرسوناهای ابتدایی خود را طراحی کرده و در ادامه، آن‌ها را با تحقیقاتی که انجام می‌دهید، ارزیابی کنید. در نتیجه می‌توانید با استفاده از نتایج در پرسوناها، تغییرات ایجاد کرده یا در نهایت حذف کنید.

نقاط منفی استفاده از پرسوناهای اولیه

  • بدیهی است چون این پرسوناها توسط تحقیقات انجام نمی‌شوند، معمولاً نمایشی و نادرست هستند.
  • اگر این پرسوناها، خیلی زیاد، از واقعیت دور باشند، ممکن است ضربه بدی به کسب و کار شما بزند.

 

منظور از پرسوناهای کیفی یا Qualitativepersonas چیست؟

این پرسوناها بر اساس تحقیقات کیفی روی تعدادی افراد انجام می‌شود. تعداد افرادی که در این روش مورد بررسی قرار می‌گیرند، زیاد نیست و مصاحبه‌ با افراد، به صورت مستقیم، مطالعات میدانی، یا تست‌های مختلف انجام می‌شوند. این روش، برای اکثر تیم‌ها در صورت داشتن جامعه نمونه کوچک تا متوسط استفاده، یک گزینه مناسب محسوب می‌شود.

این پرسوناها، در مرحله اول، به وسیله مصاحبه با 5 تا 30 کاربر (این عدد به صورت تقریبی است) شروع می‌شود. اگر بخواهم دقیق‌تر بگویم، برای هر گروهی که از لحاظ احساسات، اهداف، نحوه زندگی و غیره با هم تفاوت دارند، حداقل پنج نمونه داشته باشید و در صورت پیدا شدن شخصی با مشخصات تازه، آن را در گروهی جدید قرار داده و برای آن گروه نیز چند نمونه پیدا کنید. این مصاحبه‌ها می‌تواند به صورت جلسات کاملاً جدا یا یک تست همگانی باشد. مقصود این است که در این تحقیق، موارد مهمی که برای کاربر مهم است، نقاط ضعف آن‌ها، انتظارات آن‌ها از محصولات شما، ویژگی‌های شخصیتیشان و غیره را کشف کنید و در نهایت آن‌ها را دسته بندی کرده و پرسوناهای لازم را خلق کنید.

نقاط مثبت استفاده از شخصیت‌های کیفی

  • نسبت به تلاش به کار گرفته شده، دید خوبی به افراد می‌دهد.
  • زمان نسبتاً کمی برای تشکیل این نوع پرسوناها نیاز است.
  • از آنجا که این پرسوناها بر اساس داده‌های کاربران ساخته می‌شوند، دقت خوبی دارند.
  • بینش کامل و درخواست کلیدی کاربر را مشخص می‌کند.

نقاط منفی پرسوناهای کیفی

  • چون جمعیتی که روی آن تحقیق شده بزرگ نیست، نمی‌توان تصمیمات حتمی گرفت و مشخص کرد کدام پرسونا، چه درصدی از کاربران شما را شامل می‌شود.
  • به دلیل استفاده از نمونه کوچک، احتمال دارد که برخی از کاربران با ویژگی‌های به درد بخور را حذف کرده باشید یا دیدگاه غیر واقعی نسبت به کاربران خود پیدا کرده باشید.
  • در موسسه‌هایی که تجربه کافی یا دید خوبی نسبت به مخاطبانشان ندارند بهتر است که از این روش استفاده نکنند.

منظور از پرسونای پرسوناهای آماری یا Statistical personas چیست؟

در این مورد، تحقیقات کیفی، معمولاً به وسیله یک ابزار نظرسنجی و بر روی یک نمونه بزرگ انجام می‌شود. در نهایت پرسوناها، بر اساس تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده به وجود می‌آیند. این راه پر زحمت‌ترین ولی با اعتمادترین راه برای ایجاد یک پرسونا است زیرا در آن با حجم زیادی از داده‌ها روبرو هستید. در نهایت، با در دست داشتن این اطلاعات، باید آن‌ها را تجزیه و تحلیل کرده و در نهایت پاسخ‌های مشابه را خوشه‌بندی کنید. درست است که به این پرسوناها، پرسوناهای آماری می‌گویند اما به نظر من آن‌ها ترکیبی از داده‌های کمی و کیفی هستند؛ زیرا برای این تحقیقات، قبل از هر چیزی باید یک سری تحقیق کیفی انجام دهید تا بفهمید بهتر است چه سؤالاتی را بپرسید و کدام سؤال کاربر را بهتر به ما می‌شناساند.

همانطور که کمی قبل نیز به آن اشاره شد، در قدم اول، نیاز است تا یک سری تحقیقات کیفی انجام دهید تا به صورت دقیق بدانید که چه موضوعاتی، بیشتر مورد توجه کاربران است و بهتر است چه سؤالی را از کاربران بپرسید. در مرحله بعد، بر اساس این داده‎های کیفی، باید یک نظر سنجی مناسب ایجاد کنید. در این روش حدأقل 100 داده‌ کمی نیاز دارید اما هر چه این تعداد بیشتر باشد، نتایج به دست آمده قابل اعتمادتر است. در نهیت، با استفاده از تکنیک‌های تجزیه و تحلیل، باید داده‌های به دست آمده را در گروه‌های جداگانه تقسیم بندی کنید.

 

شکل کلی یک پرسونا

 

نقاط مثبت استفاده از پرسوناهای آماری

  • استفاده از یک نمونه بزرگ نتایج قابل اطمینانی را برای تشکیل پرسونا در اختیار شما قرار می‌دهد.
  • اگر در بین تعداد بسیار زیادی از اطلاعات، یک نظر غیر معمول، خاص یا غیر واقعی وجود داشته باشد، تأثیری در نتیجه نهایی به وجود نخواهد آمد.
  • به دلیل جامعه آماری بزرگ، می‌توانید بینش خوبی از درصد جمعیت هر پرسونا به دست بیاورید. دانستن این درصدها می‌تواند در تصمیم‌گیری‌های مختلف به شما کمک کند.

نکات منفی استفاده از پرسونای آماری

  • تقسیم بندی و گرفتن نتیجه در این روش، وقت گیر است.
  • برای یک تجریه و تحلیل مناسب، احتمالاً نیازبه یک متخصص داشته باشید.

 

10 قدم برای طراحی پرسوناها و سناریوهای جذاب

 

در قسمت‌های قبل دیدیم که کاراکتر‌های مشارکتی، می‌توانند مخلوطی از پرسوناهای هدف و نقش محور و چند پرسونای دیگر باشند. این پرسونا‌ها به خوبی به اهمیت داستان‌ها و سناریوهایشان را در نزدیک کردن آن‌ها به زندگی و شخصیت‌های واقعی نشان می‌دهد. در این قسمت قصد داریم به ده قدمی که نیاز دارید از اولین تا آخرین مرحله، یعنی در طی فرایندهای جمع آوری داده‌ها، استفاده درست از آن‌ها، توسعه دادن اطلاعات و گرفتن نتایج بهتر را شرح می‌دهیم.

برای این کار، شما چهار بخش اصلی را پشت سر خواهید گذاشت:

بخش اول: جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده‌ها به وسیله مصاحبه، مشاهده یا طرح یک پرسش نامه (قدم‌های 1 و 2)

بخش دوم: پیدا کردن الگوهای مختلف بین پاسخ‌ها و سپس، توصیف و ساختن پرسونا یا پرسوناها برای هر گروه (قدم‌های 4 و 5)

بخش سوم: تدوین یک سری سناریو برای بررسی کردن مسئله و توسعه ایده‌های اولیه و جذاب کردن آن‌ها (قدم‌های 6 و 9)

بخش چهارم: پذیرش از سمت مدیر پروژه و مشارکت و مشورت و اشتراک گذاری نتایج با تیم طراحی (قدم‌های 3 و 7 و 8 و 10)

10 قدمی که در ادامه می‌خواهیم به آن اشاره کنیم، یک نقشه راه ایده‌آل و کلی است. گاهی اوقات ممکن است که در یک پروژه، همه گام‌های زیر را نتوان طی کرد. ده قدم زیر نیز، توسط Lene Nielsen، متخصص پرسونا و سناریو در دانمارک، شرح داده شده است.

قدم اول: تحقیق کنید.

اول از هر چیز، شما باید تا جایی که می‌توانید درباره کاربران خود، اطلاعاتی را به دست بیاورید و آن ها را تا حد ممکن بشناسید. در مخاطبان هدف خود بنگرید و ببینید کاربرانی که بیشترین تعامل را با شما دارند، دارای چه خصوصیاتی هستند. به این مرحله، مرحله همدردی یا شناخت نیز می‌گویند.

قدم دوم: یک فرضیه بسازید.

در این مرحله باید بر اساس تحقیقاتیکه در مرحله اول انجام دادید، باید یک ایده کلی درباره کاربران مختلف خود داشته باشید. مثلاً به طور کلی باید دریابید که چه چیزی آن‌ها را از یکدیگر متمایز می‌کند؟ استفاده از دیاگرام‌ها، نقشه‌ها و جداول مختلف می‌تواند در این مرحله، کار ر برای شما آسان‌تر و لذت‌بخش‌تر کند.

مرحله سوم: همه باید فرضیه شما را قبول کنند.

بعد از ساختن فرضیه باید ببینید که فرضیه ساخته شده قابل قبول است یا باید در آن تجدید نظر کرد؟ برای اینکه بفهمید فرضیه شما تا چه حد مورد قبول است، اطلاعات به دست آمده از سمت کاربر را به صورت دقیق با فرضیه خود مقایسه کنید و ببینید که با آن هماهنگ است یا نه.

قدم چهارم: یک عدد مشخص کنید.

این شما هستید که در نهایت تصمیم می‌گیرید که چند پرسونا برای پروژه تعیین کنید. گاهی ممکن است بخواهید که بیش از یک پرسونا برای پروژه خود داشته باشید. انجام دادن این کار هیچ اشکالی ندارد، اما باید این را در ذهن داشته باشید که که همیشه باید تمرکز خود را روی یک پرسونا بگذارید و پس از کار روی آن سراغ پرسونای بعدی بروید.

قدم پنجم: حال زمان توصیف کردن شخصیت‌ها رسیده است.

هدف ما، از خلق یک پرسونا، این است که با توجه به نیازها و اهداف کاربرانمان، توانایی خود را در یافتن راه‌حل‌های بهتر و ایجاد بهبود در محصولات یا خدمات افزایش دهیم. همه چیز به این مرحله بستگی دارید و تمام تلاش خود را برای درست به پایان رساندن این مرحله به کار ببرید. این نکته را به یاد داشته باشید که پرسوناهای خود را طوری توصیف کنید که بیشترین شباهت را با کاربرانتان داشته باشد و درک بهتری به طراحانتان بدهد. این دو ویژگی در کنار یکدیگر، یک پرسونای قدرتمند را می‌سازد.

در توصیف کردن پرسونا، نکته‌های زیر را به یاد داشته باشید:

  • در پرسونا، باید جزئیاتی درباره تحصیلات کاربران، سبک زندگیشان، علایقشان، ارزش‌های شخصیتیشان، اهدافشان، نیازهایشان، محدودیت‌هایشان، خواسته‌هایشان، انگیزه‌هایشان و الگوهای رفتاریشان را توصیف کنید.
  • در پرسوناهایتان از برخی از خصوصیات پرسوناهای افسانه‌ای (که کمی قبل درباره آن توضیح دادیم) استفاده کنید. این کار باعث می‌شود تا پرسوناهایتان، به شخصیت‌های واقعی‌تری تبدیل شوند.
  • برای هر یک از پرسوناهایتان، حتماٌ یک اسم انتخاب کنید.
  • هر پرسونای خود را در 1 الی 2 صفحه، توصیف کنید.

 

توصیف درست و کامل یک پرسونا

 

قدم ششم: برای پرسوناهایتان یک سناریو بنویسید.

همانطور که در پرسونا مشارکتی نیز به آن اشاره شد استفاده از سناریو و داستان به ما کمک می‌کند تا بتوانیم آن‌ها را ‌بهترتوصیف کنیم. برای اینکه بتوانید یک سناریوی خوب بچینید باید چند موقعیت خاص را مد نظر قرار دهید که استفاده از محصول و خدماتی که در حال طراحی آن هستید، نقطه عطف آن موقعیت باشد. به بیانی دیگر، شرایط محیطی کاربر، پایه، اساس و مبنای سناریو هستند. شما با استفاده از سناریو می‌توانید به هر یک از پرسوناهای خود یک زندگی بدهید. زندگی‌ای که آن‌ها را در نقش یک کاربر فرو می‌برد. سناریوها معمولاً با قرار دادن پرسوناها در یک موقعیت خاص شروع می‌شود. آن‌ها در این موقعیت معمولاً دچار یک مشکل هستند که باید آن را حل کنند.

قدم هفتم: از همکاران، سازمان یا کارفرما، تأییدیه بگیرید.

اغلب پرسوناها، به درد بسیاری از افراد دیگر تیم شما هم می‌خورد. به همین دلیل بهتر است تا جای ممکن، اکثر افراد تیم در خلق پرسوناها شرکت داشته باشند و در نهایت پرسوناهای تدوین شده را قبول کنند. پس از هم تیمی‌های خود نظر بپرسید و آن‌ها را تا جای ممکن در جریان هر یک از روندها قرار دهید. از همکارانتان بخواهید تا در صورت داشتن هر گونه نظر، آن را بیان کنند. شما هم می‌توانید این کار را با پرسیدن نظر از آن‌ها انجام دهید و یا از آن‌ها بخواهید تا در صورت تمایل و داشتن وقت در مراحل مختلف حضور فعال داشته باشند.

قدم هشتم: دانش خود را با دیگر افراد به اشتراک بگذارید.

برای اینکه افراد دیگر تیم نیز بتوانند از این روش استفاده کنند، باید توضیحات و توصیفاتی که درباره پرسوناها آماده کردید را با آن‌ها هم در میان بگذارید. البته تصمیم گیری درباره نحوه به اشتراک گذاشتن این دانش‌ها و افرادی که به آن دسترسی داشته باشند، هم بسیار مهم است. آیا باید آن را طوری به اشتراک بگذاریم که افرادی که در آن پروژه فعالیت ندارند هم آن را ببینند، آیا کارمندان جدید یا کارمندانی که در ادامه به ما می‌پیوندند باید به آن دسترسی داشته باشند، آیا شرکای خارجی باید از آن اطلاع داشته باشند؟ و غیره. پرسوناها، بر اساس استراتژی شما، ممکن است تا حدی اساسی و مهم باشند؛ بنابراین شاید بهتر باشد که در دسترس همگان قرار نگیرد.

قدم نهم: برای همه پرسوناهای خود سناریو تهیه کنید.

اگر چند پرسونا ایجاد کردید، نباید فقط به نوشتن خصوصیات آن‌ها اکتفا کرده و آن‌ها را بدون سناریو رها کنید. پرسوناهایی که سناریویی برای آن‌ها وجود ندارد، عملاً فاقد ارزش هستند. پس به هیچ عنوان، پرسوناهاس خود را بدون سناریو رها نکنید.

قدم دهم: اصلاحات را فراموش نکنید.

آخرین مرحله در روش پرسونا سازی، توصیف کردن آینده پرسوناهای ماست. یک پرسونا، دقیقاً شبیه یک انسان است که احساسات، اهداف، انگیزه‌ها و به طور کلی شرایط زندگیش، به طور دائم، تغییر می‌کند. شما باید به صورت مرتب، در توضیحات خود تجدید نظر کنید. اتفاقات جدید اجتماع بر زندگی پرسوناهای ما تأثیر گذار است. گاهی لازم است که سناریو و توصیفات جدید برای پرسونای خود بنویسید، پرسوناهای جدید تعریف کنید یا پرسوناهایی که قدیمی شده‌اند را حذف کنید.

 

اطلاعات مختلفی که در ایجاد یک پرسونا باید به آن اشاره کنید

 

حقایق اصلی و پایه‌ای

مهم‌ترین اطلاعاتی که باید در ساخت پرسونای خود استفاده کنید، در این دسته از حقایق جای می‌گیرد. این دسته از حقایق ثابت بوده و طی زمان‌های مختلف تغییر نمی‌کند. به عنوان مثال:

زهرا در یک آپارتمان کوچک در تهران زندگی می‌کند. او 23 سال دارد، مجرد است و در رشته مردم شناسی در حال تحصیل است. او علاوه بر تحصیل، در یک شیرینی فروشی کار می‌کند.

علایق و ارزش‌ها

این اطلاعات از حالات روحی افراد سرچشمه می‌گیرد و به شخصیت او برمی‌گردد. این اطلاعات مانند حقایق اصلی نبوده و ممکن است در بعضی زمان‌ها یا بر اثر برخی از اتفاقات تغییر کند. به عنوان مثال:

زهرا عاشق سفر کردن و دیدن فرهنگ‌های مختلف است. او در تابستان گذشته سفری به یکی از روستاهای شمال کشور داشته و اوقات خوبی در آنجا گذرانده است. او دوست دارد شب‌ها و در سکوت خانه، به مطالعه کتاب‌ بپردازد و یا گاهی با جمعی از دوستان در یک کافی‌شاپ آرام جمع شوند و آنجا را پاتوق کنند. زهرا از افرادیست که اهمیت بیشتری به شخصیت و ارزش‌های خود می‌دهد تا به مد و ظواهر و دوست دارد در یک روز معمولی، مقدار زیادی چای یا غذاهای سالم و ارگانیک بخورد.

مقدار علاقه و استفاده از کامپیوتر، اینترنت و تلویزیون

همانطور که مشخص است در این قسمت درباره این صحبت می‌کنیم که شخص جه مقدار از زمان و تمرکز خود را صرف رسانه‌های جمعی می‌کند یا بیشتر به کدام رسانه علاقه دارد. به عنوان مثال:

زهرا دارای یک گوشی هوشمند سامسونگ (آیفون و.) و یک لب‌تاب lenovo است. او از اینترنت بیشتر برای انجام تحقیقات دانشگاهی یا تحقیق درباره بهترین کتاب‌های بازار استفاده می‌کند. زهرا موزیک‌های خود را دانلود می‌کند اما بیشتر اوقات در حال گوش دادن به پادکست یا تماشای فیلم به صورت آنلاین است. او فکر می‌کند تلویزیون قدیمی شده است و به همین دلیل زیاد از آن استفاده نمی‌کند.

 

نحوه اشاره به بخش تکنولوژی در پرسوناها

 

نحوه گذراندن اغلب روزها

خوب است بدانید که پرسونای شما یک روز معمولی را چگونه می‌گذراند. مثلاً:

  • زهرا انسان سحرخیزی است. او قبلاً در روزهای عادی ساعت هفت صبح از خواب بلند می‌شد و بعد از خوردن صبحانه به دانشگاه می‌رفت؛ ولی حالا با وجود ویروس کرونا، حدوداً ساعت هشت از خواب بلند می‌شود.
  • اگر کلاس آنلاین داشته باشد، سر کلاس آنلاین حاضر می‌شود و اگر کلاس نداشته باشد به صورت خودآموز به یادگیری زبان انگلیسی می‌پردازد. به طور تقریبی او در هر هفته 10 ساعت را سر کلاس‌های آنلاین و 12 ساعت را در دوره‌های خودآموز می‌گذراند.
  • او معمولاً ناهار خود را همراه خانواده صرف می‌کند.
  • بعد از ناهار تا ساعت 9 شب در سرکار حضور دارد.
  • حدوداً 9:30 به خانه می‌رسد، شام میخورد و پس از انجام دادن کارهای متفرقه و مطالعه چند صفحه کتاب می‌خوابد.

هدف‌های آینده

زهرا همیشه دلش می‌خواست کاری را انجام دهد که بتواند همزمان به سفر کردن هم بپردازد به همین دلیل به دنبال این است که حرفه‌ای یاد بگیرد تا به صورت فریلنسر مشغول به کار شود. او دوست دارد در کشورهای جهان سومی زندگی کند و به مردمی که نیازمند هستند، کمک کند. او فعلاً قصد ازدواج و تشکیل خانواده را ندارد و به آن فکر نمی‌کند.

 

چه عواملی باعث می‌شود تا یک پرسونا به اندازه کافی تأثیرگذار نباشد یا شکست بخورد؟

 

پرسوناها، گاهی به دلایل مختلف، مؤثر واقع نمی‌شوند. شاید بتوان ریشه این مشکلات را بیشتر در انتزاعی بودن این مبحث می‌توان دانست و این می‌تواند برای کسانی که اطلاعات درستی ندارند یا تحقیقات کاملی انجام ندادند، باعث به وجود آمدن سوتفاهم بشود. اگر شروع به خلق پرسوناهایتان کرده‌اید یا هنوز اقدامی در این زمینه انجام ندادید، بهتر است که با دلایلی که باعث ناکارآمدی آن می‌شود آشنا شوید. پس در ادامه همراه من باشید تا رایج‌ترین مشکلاتی را که باعث شکست پرسونا می‌شود، برای شما ارائه دهم.

  • گاهی پرسوناها ساخته می‌شوند اما مورد استفاده قرار نمی‌گیرند.

در برخی از پروژه‌ها، پرسوناها ساخته می‌شوند اما به آن‌ها اهمیت داده نمی‌شود و به گوشه‌ای دور از چشم یا در کشویی لابه‌لای کاغذهای دیگر کاغذها خاک می‌خورند. توضیح اهمیت پرسوناها برای افرادی که آن را اتلاف وقت می‌دانند، بسیار انرژی‌بر بوده اما فقط کافیست که برای یک مدت، از آن استفاده کنند تا با نتیجه به دست آمده شگفت زده شوند. گاهی ممکن است فردی تجربه خوبی از استفاده پرسونا نداشته باشد و آن را به کل موضوع پرسونا ربط دهد؛ اما حتی در این صورت هم کافیست به پرسونای قبلی او نگاهی بیندازید، اشکال آن را متوجه شوید و آن را حل کنید.

 

نحوه استفاده درست از پرسوناها برای گرفتن نتیجه بهتر در بازاریابی

 

  • پرسوناهایی که در یک اتاق و به وسیله افراد تیم ساخته شده و سپس به مخاطب تحمیل می‌گردد.

این بزرگ‌ترین مانع در برابر موفق عمل کردن یک پرسونا است. پرسونا نباید یکی از کارهای تیم طراحی باشد و آن را مانند یک اثر هنری رونمایی کرد و انتظار داشته باشیم. موفقیت یک پرسونا را، مشارکت تعداد مخاطبان در آن تضمین می‌کند، اینکه آن پرسونا، شبیه و برخاسته چند درصد از مخاطبان شما است.

  • عدم برقراری ارتباط افراد تیم با پرسوناها یا عدم اطلاع از اهمیت و کارآمدی آن

گاهی افراد یک تیم نمی‌دانند که به چه روشی باید از پرسوناها استفاده کنند. به بیانی دیگر، به خوبی آن را درک نکرده و نتوانستند با آن ارتباط برقرار کنند. پرسوناها، یک سری جزوات نیستند که بعد از نوشتنشان آن را در کتابخانه قرار دهید. شما باید به آن‌ها زندگی بدید و آن‌ها را از فضای دو بعدی کاغذ، وارد فضای ذهن خود و همکارانتان کنید. در این موقعیت شما باید به همکاران خود یاد دهید چگونه به این شخصیت‌ها نگاه کرده یا به آن مراجعه کنند. گاهی برای آن‌ها جلسه بگذارید و باهم درباره آن گفت و گو کنید. این کارها را باید تا زمانیکه مطمئن شوید استفاده از پرسوناها در ذهن همکارانتان جا افتاده، ادامه دهید.

  • پرسوناها یک اشکال اساسی دارند.

پرسوناها، باید با یک هدف مشخص تعریف شوند و داده‌هایی که از مخاطبان خود گرفته‌اید، باید به صورت واضح در پرسونا منعکس شود. با توجه نکردن به نکته‌های بالا و برخی نکته‌های دیگر، گاهی پیش می‌آید که افراد، پرسونای اشتباهی را برای نیاز خود انتخاب می‌کنند. این کار مانند این است که بخواهید یک جسم مربعی را در یک حفره دایره‌ای شکل قرار دهید. پس به خوبی به این دو مورد دقت داشته باشید:

  1. پرسوناهای شما باید دامنه گسترده‌ای از کاربران را شامل شود.
  2. پرسوناها باید مطابق با هدف ایجاد شوند.

 

چرا باید در شبکه‌های اجتماعی از پرسونا استفاده کنیم؟

 

آیا دوست دارید بدانید که مشتری‌های شما در شبکه‌های اجتماعی چه خصوصیاتی دارند؟ آیا دوست دارید که پیغام‌های شما در شبکه‌های اجتماعی، روی افراد زیادی اثر بگذارد؟ پس زمان آن است که آغوش خود را برای استفاده از پرسونای شبکه اجتماعی باز کنید. پرسونای شبکه‌های اجتماعی به شما این امکان را می‌دهد تا مشتریان مهم و پرسود خود را بهتر بشناسید و بازاریابی قوی‌تری انجام دهید. به لطف حجم زیاد داده‌های به دست آمده از شبکه‌های اجتماعی، ایجاد پرسونا می‌تواند بسیار راحت‌تر باشد. ما گفتیم مارکترها نیاز دارند تا از پرسونای شبکه‌های اجتماعی استفاده کنند، اما چرا؟ دلایل آن بسیار شبیه دلایل کلی استفاده از پرسونا که کمی قبل، درباره آن توضیح دادیم، است؛ اما در این قسمت‌ هم به چند مورد اصلی اشاره می‌کنیم.

  • پرسونا، نمایش کاملی از مشتریان شما هستند و سرشت و علایق آن‌ها را به شما نشان می‌دهد.
  • باعث بهبود استراتژی محتوای شما می‌شود. پرسونا به شما نشان می‌دهد که مخاطبانتان به چه محتواهایی علاقه دارند و چی چیزی باعث جلب توجه آن‌ها می‌شود.
  • پرسونا، به شما کمک می‌کند تا کمپین‌های تبلیغاتی جذاب‌تری را اجرا کنید. به طور کلی، هرچقدر اطلاعات بیشتری درباره جزئیات مشتریان خود بدانید، احتمال اینکه کمپین موفق‌تری را داشته باشید، افزایش خواهید داد.
  • باعث می‌شود روی مخاطبان سودآور تأثیر بیشتری بگذارید. معمولاً، بیشترین سودی که می‌کنید از سوی گروه خاصی از کاربران است. آیا لازم نیست برای این گروه، یک پرسونا تشکیل دهید و در تصمیمات مختلف خود آن را مد نظر قرار دهید؟

نحوه استفاده از پرسونا در شبکه‌های اجتماعی

 

 

چگونه باید پرسونای شبکه‌های اجتماعی خود را مشخص کنیم؟

 

شاید از قبل، درباره مخاطبان خود اطلاعاتی را داشته باشید. این خوب است اما همانطور که قبلاً به آن اشاره شد، باید زمانی را صرف یافتن داده‌های جدید و معتبر از سوی کاربر کنید.

داده‌های شبکه اجتماعی خود را ارزیابی کنید.

معمولاً نر‌افزارهای شبکه‌های اجتماعی مانند توییتر یا اینستاگرام، خود آمار ارزشمندی از کاربران در اختیار شما قرار می‌دهد. با این حال، نرم‌افزارهای دیگری هم وجود دارد که به شما در درک بیشتر کاربر کمک می‌کند. به کمک این داده‌ها پرسوناهای خود را شکل دهید و از آن در تصمیمات خود استفاده کنید. توصیه میکنم مقاله سیر تا پیاز تحلیل شبکه‌های اجتماعی را از دست ندهید.

مشتریان خارج از شبکه‌های اجتماعی را تجزیه و تحلیل کنید.

برای خلق پرسوناهای رسانه‌های اجتماعی، تنها به بررسی مخاطبان این شبکه‌ها بسنده نکنید. به عنوان مثال شما با درک کاربران در داخل سایتتان، درک بهتری از مخاطب می‌توانید داشته باشید. پس علاوه بر مخاطب شبکه‌های اجتماعی، اطلاعات به دست آمده از خریدهای حضوری، اطلاعات به دست آمده از CRM و گوگل آنالیتیکس را نیز مد نظر قرار دهید.

از مشتریان آنلاین خود سؤال‌ بپرسید.

علاوه بر ارزیابی داده‌ها، پرسیدن سؤال‌های مناسب از کاربران، از مهم‌ترین رکن‌ها برای شناسایی نیاز کاربر است. هرگز از این مورد با بی‌اعتنایی عبور نکنید و از طریق پرسش‌های کوناه یا سؤال‌های چند گزینه‌ای از ارتباط مستقیم با کاربران استفاده کنید. پس از این مرحله، نوبت به بخش پایانی می‌رسد:

مشتریان خود را بخش‌بندی کرده، پرسوناها را تشکیل دهید و از آن‌ها در تصمیمات خود بهره ببرید.

در این مرحله شما خواهید دید که مخاطبانتان کاراکترهای زیادی دارند. تعداد کمی از مشاغل هستند که مشتریانشان کارکتر واحد و یکنواختی داشته باشد. این کاراکترها، باید بر اساس هدف استراتژی شما و تفاوت‌هایشان دسته بندی شوند. از این قسمت به بعد، مراحل مانند قدم‌هایی است که در بخش طراحی پرسونا و سناریو برای شما توضیح دادیم.

نتیجه گیری

گاهی تولید کننده‌ها، صاحبان وبسایت، بازاریابان و دیگر افراد، دنیا را فقط از چشم خود می‌بینند یا در بهترین جالت، به خواسته مخاطبان توجه می‌کنند؛ اما آشنایی با خصلت‌های مختلف مخاطب، می‌تواند شما را به شناخت عمیق از او برساند و این تنها از طریق استفاده از پرسونا امکان پذیر است.

ما تمام تلاش خود را کردیم که در این مقاله تمام نکته‌هایی را که برای تدوین پرسونا به آن نیاز دارید را به طور کامل و با جملاتی روان برای شما آموزش دهیم. در نهایت شاید پرسونا، از نظر مفهومی آسان به نظر برسد اما تسلط بر آن و استفاده از آن ممکن است به ماه‌ها آموزش نیاز داشته باشد. از طرفی خلق پرسونا کار سختی نیست اما خلق یک پرسونا خوب و کارآمد هم از دست هرکسی برنمی‌آید. گذشته از تدوین یک پرسونای موفق، اولویت‌بندی، برداشت مناسب، استفاده درست از آن و چیدن برنامه‌های سازگار با پرسونای اصلی، بسیار بسیار مهم است. این مباحث، از موضوعاتی نیست که بتوان سریع آن را فرا گرفت. به همین دلیل بهتر است که حتماً از یک مجموعه که در تدوین پرسونا، تخصص و تجربه کافی را دارد، کمک بگیرید. ما در شرکت راز، سال‌های سال است که با استفاده از منابع اصلی و خارجی، بهترین راه‌ها و استراتژی‌های تدوین و استفاده از پرسونا را کشف کردیم تا از آن در پروژه‌های شما عزیزان بهره ببریم. پس فرصت را از دست ندهید و همین الان با شرکت دیجیتال مارکتینگ راز تماس بگیرید.

 

 

موضوعات مرتبط:

هک رشد چیست؟

روانشناسی فروش و تاثیر آن در شبکه های اجتماعی

ایونت مارکتینگ چیست؟ و چه کمکی به کسب وکار شما می‌کند؟

کمپین‌ تبلیغاتی را از صفر تا صد با راز یاد بگیرید

14 راهکار عملی برای بهبود فروش و افزایش مشتری انواع کسب و کارها

تخفیف ‌گذاری و اشتباهات آن که می‌تواند برای برند شما سمی باشد

برچسب ها

نویسنده راز
تاریخ : 24 اسفند 1399
نویسنده : نویسنده راز

احتمالا این مطالب برای شما جالب باشد

اطلاعات آماری لینکدین: چیزی که بازاریابان باید بدانند اطلاعات آماری لینکدین: چیزی که بازاریابان باید بدانند

برای راه انداختن اطلاعات آماری وب‌سایت در لینکدین باید در حساب تبلیغات لینکدین لاگین کنید و از مدیریت کمپین لینکدین استفاده کنید. اگر از تبلیغات لینکدین استفاده کرده‌اید بر روی نام حساب خود کلیک کنید تا اطلاعات آماری وب‌سایت را راه بیندازید.

ادامه مطلب
20 حقیقت در باره ی استارتاپ های میلیارد دلاری جهان 20 حقیقت در باره ی استارتاپ های میلیارد دلاری جهان

عوامل متعددی وجود دارد که می تواند به ایجاد یک استارتاپ یونیکورن کمک کند( یونیکورن به استارتاپ هایی با سرمایه بیش از یک میلیارد دلار گفته می شود). یک تیم کارآموز، سرمایه گذاران و مربیان حامی، شناسایی بازار و درک دقیق از آنچه که مشتریان شما می خواهند می توانند در موفقیت های آینده در این سطح بالا کمک کنند.

ادامه مطلب
آن چه که کسب و کار کوچک شما می تواند از برندهای با بیش ترین مشارکت مشتری بیاموزد آن چه که کسب و کار کوچک شما می تواند از برندهای با بیش ترین مشارکت مشتری بیاموزد

با این حال، برخی از کسب و کارهای کوچک ممکن است نسبت به شرکت های بزرگتر در این زمینه برتری داشته باشند. کسب و کارهای کوچک اغلب در دسترس مشتریان خود هستند فقط به این دلیل که اعضای تیم و فرآیندهای کمتری در محل وجود دارد.

ادامه مطلب
تاثیر بازاریابی مشارکتی (Affiliate Marketing) بر دیجیتال مارکتینگ تاثیر بازاریابی مشارکتی (Affiliate Marketing) بر دیجیتال مارکتینگ

در بازاریابی مشارکتی، همکاری مشترکی بین مشارکت‌کننده و تولیدکننده صورت می‌پذیرد. بدین ترتیب که مشارکت‌کننده با در اختیار داشتن بسترهای مختلف تبلیغاتی مانند شبکه‌های اجتماعی، وبسایت و... در امر معرفی و فروش محصولات با تولیدکننده شریک می‌شود

ادامه مطلب

نظر شما چیست